تبلیغات
توتم - مطالب حامد
یک با یک برابر...(خسرو گلسرخی)

یک با یک برابر...(خسرو گلسرخی)

معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان
تساویهای جبری را نشان می‌داد
با خطی خوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است
از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست
همیشه یک نفر باید بپاخیزد...
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و
معلم مات بر جا ماند
و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
آیا یک با یک برابر بود؟
سکوت مده
و
شی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می‌داشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟
یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟
یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟
معلم ناله‌آسا گفت:
بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست.......

خسرو گلسرخی

 




نویسنده :حامد --
سه شنبه 28 آبان 1387-10:51 ق.ظ



طرح یونیفورمیزه شدن دانشجویان در دانشگاه

رئیس ارزشی دانشگاه تهران فرهاد رهبر


 فرهاد رهبر

 وطرح یونیفورمیزه شدن

 دانشجویان در دانشگاه تهران ...

 

 

 ایسنا: " فرهاد رهبررئیس دانشگاه تهران روز گذشته (14/8/87) بار دیگر

 با تاکید بر لزوم حل مساله پوشش دانشجویان از شروع عملیات طراحی

 یونیفورم(!) برای دانشجویان این دانشگاه خبرداد و گفت:شان دانشگاه

 لباس مهمانی و عروسی نیست،کسی که بالباس مهمانی به دانشگاه

 می آید اصلا نباید به دانشگاه راه داده شود. (!!) "

اولا خدا را شکرکه افرادی بااین خلوص نیت بالا ودرک اجتماعی فوق العاده

 بالا خره مجال ظهور و بروز یافته واینچنین در آسمان تاریک مدیریت کشور می درخشند و خودنمایی می کنند.

دوما جناب آقای فرهاد رهبر( ببخشید رئیسشو یادم رفت! )شاید در جریان نباشید اما بنده به کرات مشاهده کرده ام که این دانشجو نماهای جیگر دراومده با همین لباس های"مهمانی"شان به سلف رفته وغذا میخورند،

روی نیمکت های کثیف مینشینند و حتی (روم به دیوار) از سرویس بهداشتی هم استفاده می کنند!!

یکی نیست به اینا بگه، مگه لباس مهمانی برای اینجور کارهاست. (الهی برین زیرتری … ، الهی جیزه جیگ … الهی ….) آقا بنده کاملا با این طرح شما موافقم، هیچ عیبی هم نداره، به حرف اینها هم گوش نکنید؛ بچه ان نمیدونن چی براشون خوبه ، چی خوب نیست.

از این به بعد دانشجویان هم باید "روپوش و شلوار"  بپوشند . ( آخ جون ) تازه یکی از نقاط قوت طرح اینه که قبلا توی مهد کودکها اجرا شده و کاملا هم موفق بوده . پیشنهاد می کنم برای اینکه استقبال دانشجویان هم از طرح بیشتر بشه، شلواراشو کشی سفارش بدین . ( خیلی بهتره ، مخصوصا در مواقع اضطراری)

در ضمن میتونید با اضافه کردن موارد زیر طرحتونو کاملتر کنید:

1-      چک شدن ناخن ها ودیگر موارد بهداشتی دانشجویان . (ترجیحا روزانه و توسط خانم بهداشت).

2-      اجرای طرح کچلاسیون پسران دانشجو . (در مورد دختران هم هر جور که خودتون صلاح میدونین).

3-      احیای مراسم زیبا و به یاد ماندنیه " از جلو نظام ".

 




نویسنده :حامد --
پنجشنبه 23 آبان 1387-06:25 ب.ظ



مولانا 2007

حکایتی عرفا نی اندرقرن بیست و یکم

مولانا 2007

به سنه 2007میلادی پرفسور "حمید مولانای واشنگتنی1طبق عادتی پنجاه ساله

پس ازآنکه مجلس درس و بحث تمام کردندی واز مجادله ها ومباحثه های روزانه با

عالم نمایان اجنبی2 خلاص شدندی ، درکنار حوض مکتب سرای امریکن3 واشنگتن

زنگار روزگار غدار از چهره می زودود که ناگهان چشمش به تخته سحر4 مکتب سرا

گره خورد و حالتی برفت عجیب ؛آن لمحه را چه دید و چه شنید هیچ ندانند.

( مع الوصف روایاتی متقن ومستحکم موجود است که در آن ساعات سخنوری دکتر

احمدی نژاد اندرمکتب سرای کلمبیا در تخته سحر نمایان شدندی )

 پریشان حال و مجنون وار به سوی دارالملل متحد5 شتابان رفتندی ، گاه به پا وگاه

 به سر وبا این نجوا که :

"ای قوم سفرکرده به یو.اس.ای کجاییدکجایید   محمودهمین جاست بیایید بیایید"6

سر مست از اینکه آب در کوزه یافته و یار درخانه ، عطای درس و بحث را به لقایش

 بخشیدوازآن پس پروانه وار گرد شمع دلدار خویش به پروازدرآمدندی ( تا جایی که

به مشاورت وی نیز گماشته گشتندی)ازآن پس کارش یکسره مدح و ستایش دلدار

بودودیگرهیچ.گویندمجموعه ای ازاین مدایح به زودی درشش دفترعرضه شدندی با

نام " یغلوی هفت منی " باشد که چراغ راه همه گمراهان نیویورکی و غیر( اعم از

اصلاح طلب و اصولگرا) شوندی. 

1- حمید مولانا قریب به 50 سال است که شهروند رسمی ایالات متحده

میباشدلذا هرگونه شایعه ای که اورا تبریزی وغیره معرفی کند مردود میباشد

 ( تنها همین جای حکایت با داستان مولانا جلال الدین بلخی متمایز است ؛

 زیرا اودربلخ زیست ودر روم خاموش شدوباعث کشمکشی تاریخی بین ایران

و ترکیه گشت؛امامولاناواشنگتنی باآینده نگری خاص خویش راه هرگونه شبهه

وشایعه ای راازهم اینک بست تا آیندگان کمتردچاراختلاف وکشمکش شوند.)

2- عالم نمایان اجنبی:منظوردانشجویان واساتیددانشگاه امریکن میباشد.

3-  تخته سحر : ازاین تلویزیون گنده ها ( Town T.V. )  

4- مکتب سرای امریکن : دانشگاه امریکن واشنگتن

5- دارالملل متحد : سازمان ملل

6- هرگونه شبا هت این بیت باابیاتی از عراقی شدیدا تکذیب شده و کنجکاوی

 دراین مورد پیگرد قانونی دارد.

 

 




نویسنده :حامد --
دوشنبه 20 آبان 1387-10:34 ب.ظ








  • تعداد صفحات :5
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  



آرشیو


طبقه بندی


نویسندگان


ابر برچسبها


جستجو